معين الدين نطنزى
49
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
ذكر شعب لر كوچك و اوضاع و احوال ايشان چنانچه سابقا ذكر رفت سبب وقوع لقب لرى و كيفيت آن را ياد كردهايم . اين قوم در آن موضع بسيار شدند و بعد از آن هر قبيلهاى [ به جهت علفخوار روى به موضعى نهادند ، و بعضى به لقب پدر و بعضى به اسم موضعى كه قرار گرفتند نام قبيله ] بدان مشهور شد ، مثل روزبهانى و فضلى و داود عباسى و ايازكى و عبد الملكى و ابو العباسى كه به نام پدر موسوماند و سلوزى و جنكروئى و لك و هسته و كوشكى و كارند و سنوبدى و الانى و زخواركى و براوند و زنگنه و مانكرهاى و رازى و سلكى و ساكى و جودكى كه به اسامى مواضع خود مشهور شدهاند . و بعضى از اين اقوام مثل قوم ساكى اگرچه زبان لرى دارند اما در اصل لر نبودهاند . اهالى مايه رود نيز همين سبيل . و تا آخر سنهء خمسين و خمس مايه ( 550 ه / 1155 م ) هرگز حاكمى على حده نداشتهاند . و هر سال عمال ديوان دار الخلافه ، مال ايشان را به موجب مقررى به تحصيل محصلان مىكردهاند ، تا زمانى كه چنان كه ذكر رفت شجاع الدين خورشيد شحنهء ايشان شد و به تدبير و مدارا آن نواحى را به تصرف گرفت . [ شجاع الدين خورشيد ] بعد از آنكه حكومت شجاع الدين خورشيد در خاطر لران بنشست و استيلائى تمام بر ايشان يافت دست جور و تعدى برآورد . لران استغاثت به دار الخلافه بردند ، تا حكم نافذ شد كه او معزول باشد . گوش به حكم نكرد و در قلعهء مانكره متحصن شد ، و برادر خود ، نور الدين محمد را ، به دار الخلافه فرستاد . خليفه ، به طمع آنكه برادرش عاجز شود ، نور الدين محمد را مقيد گردانيد و بازداشت تا در حبس بمرد . چون مدت محاصره متمادى شد و شجاع الدين دانست كه تا قلعه نسپارد خلاصى نيست ، از محاصران التماس كرد تا امان نامهاى مؤكد به غلاظ و شداد از دار الخلافه بياورند ، بعد از آن قلعه بسپرد . خليفه اختيار قلاع او را به معتمدان خود رجوع كرد و